تبليغاتX
توركستان جنوبي
اقدامات چين ما را مجبور به مقاومت مي‌كند

رئيس كنگره‌ي جهاني اويغورها اظهار داشت: اقدامات چين ما را مجبور به مقاومت و ايستادگي مي‌كند.

به گزارش ايسنا، ربيعه قدير رهبر اويغورهاي چين و رئيس كنگره‌ي جهاني اويغورها، در گفت‌وگو با شبكه‌ آلماني دويچه وله اظهار داشت: شرايط اويغورها در چين روز به روز بدتر مي‌شود.

قدير در بخش ابتدايي مصاحبه خود اظهار داشت: دولت چين تلاش مي‌كند كه با سرسختي هر چه بيشتر با اويغورها مقابله كند. بعد از آنكه دولت چين عده‌ي زيادي را محكوم به مرگ كرد، هزاران تن را نيز زنداني كرده است.

وي افزود: زندان‌هاي چين پر از اويغورهايي است كه در آنجا شكنجه مي‌شوند. دولت چين و مقامات قضايي چين اظهار داشتند كه شش تن از اويغورها به اشتباهات خود اعتراف كرده‌اند؛ اما من مطمئن هستم كه آنها بي‌گناه هستند و زير بار شكنجه مجبور به اعتراف شده‌اند.

قدير تصريح كرد: جامعه‌ جهاني بايد عليه اين صدور راي ايستادگي كند؛ چرا كه اين شش تن محكوم به مرگ شده‌اند. وضعيت شينجيانگ نيز بسيار وخيم است و روز به روز نيز بدتر مي‌شود. اويغورها از رفتن به خيابانها هراس دارند، چرا كه نه تنها از سوي نيروهاي امنيتي بلكه از سوي چيني‌هاي هان نيز مورد حمله قرار مي‌گيرند.

ربيعه قدير در ادامه مصاحبه خود گفت: بر اساس اطلاعات ما، افرادي كه ربوده و ناپديد شده‌اند به احتمال زياد كشته شده‌اند. افراد زيادي وجود دارند كه از سرنوشت افراد ربوده شده آگاهند؛ اما از گفتن واقعيات به دليل ترس از دولت امتناع مي‌كنند.

ربيعه قدير كه يكي از ثروتمندترين زنان چين است، در خصوص حمايت خود و همينطور وقف زندگي خود براي بهبود زندگي اويغورها گفت: جامعه‌ جهاني اطلاعات بسيار كمي در مورد اويغورها و مشكلات آنها در چين دارد. حقوق ما روزانه ضايع مي‌شود، علاوه بر اين براي جامعه‌ جهاني اين واقعيت غير قابل تصور است كه چيني‌هاي هان خواهان پاكسازي قومي هستند. از اين رو من خود را هر روز بيشتر متعهد مي‌بينم كه صداي اين ملت را به گوش جهانيان برسانم.

وي ادامه داد: هنگامي كه من در چين بودم، بسيار تلاش كردم كه با دولت مذاكره كنم؛ اما اين امر براي من ميسر نشد و اكنون من صداي آزادي خواهي خود را در كشورهاي غربي به گوش جهانيان مي‌رسانم.

رهبر كنگره جهاني اويغورها در ادامه افزود: ‌خواست من از دولت چين اين است كه اويغورها همچون ديگر مردم چين حق زندگي داشته باشند و بتوانند به طور مستقل براي خود تصميم گيري كند؛‌ چرا كه شينجيانگ توسط دولت چين به عنوان استاني مستقل معرفي شده و ما به عنوان اويغور ساكنين واقعي اين استان هستيم.

اين مقام برجسته‌ اويغورها در ادامه گفت: به دليل ذخاير خامي كه در استان ما وجود دارد، ما مرتبا مورد فشار و سوء استفاده‌ چيني‌ها هستيم. دولت چين به جاي اين كه اين ذخاير خام و ثروت را با ما تقسيم كند، از آن تنها به نفع خود بهره مي‌برد.

قدير در ادامه با اشاره به اظهارات جوانان اويغور در خصوص اين كه مقابله‌ غير مسلحانه با دولت چين فايده‌اي ندارد، گفت: با وجود اينكه متاسفانه اين گونه اظهارات درست است، اما من هميشه از جوانان اويغور خواسته‌ام كه با صبر به مقاومت خود ادامه دهند و به سلاح متوسل نشوند، از اين رو من از جامعه‌ي جهاني مي‌خواهم كه از مقاومت مسالمت آميز و به دور از خشونت ما حمايت كند.

ربيعه قدير درخصوص نقاط مشترك اويغورها با جنبش اسلامي شرق تركستان گفت: اين براي من كاملا نامشخص است كه اصلا سازماني با اين نام وجود دارد يا نه؟ ما هيچ ارتباطي با هيچ نوع خشونت نداريم. كنگره‌ي ما و افرادي كه در آن مشغولند، تنها براي صلح كار مي‌كنند.

وي در ادامه با اشاره به نقش اسلام در هويت مردم اويغور گفت: اسلام نقش بسيار بزرگ و كليدي براي ما بازي مي‌كند. مطمئنا اسلام يك مساله‌ مذهبي است؛ اما ما ملتي با فرهنگ و تاريخچه طولاني هستيم. ما داراي تمدن، سنت، موسيقي و فرهنگ براي خود هستيم و نقطه مشتركي نيز با چيني‌ها نداريم.

ربيعه قدير درخصوص واكنش و موضع گيري كشورهاي اسلامي نسبت به اويغورها گفت: كشورهاي اسلامي ارتباطات بسيار تنگاتنگي را با دولت چين دارند. چين در اين مورد سياست دوگانه‌اي را دنبال مي‌كند. پكن از يك سو به كشورهاي مسلمان مي‌گويد ربيعه قدير و طرفداران وي داراي جهت گيري‌هاي غربي هستند و با اسلام هيچ ارتباطي ندارند و از سوي ديگر،‌ به كشورهاي غربي مي‌گويد آنها مسلمان هستند و افراطي. دولت چين با اين سياست دو گانه عليه ما فعاليت مي‌كند. تاكنون دنياي اسلام علاقه‌اي به مساله‌ي ما نشان نداده است. البته بعد از ناآرامي‌هايي كه در ماه ژوئيه روي داد، ما شاهد برخي واكنش‌ها نسبت به سرنوشت اويغورها بوديم. براي مثال تركيه به شدت در اين مورد واكنش نشان داد.

ربيعه قدير در اين مورد كه آيا از خواست تركيه براي توقف تبادلات تجاري با چين در پاسخ به اعمال خشونت عليه اويغورها استقبال مي‌كند يا نه؟ گفت: نه ما از اين اقدامات استقبال نمي‌كنيم و انتظار نداريم كه تركيه و ديگر كشورها روابط خود را چه از لحاظ اقتصادي و چه ديگر جنبه‌ها با چين متوقف كنند. با اين وجود مي‌توان به حقوق بشر توجه كرد و مساله‌ي اويغورها را جزء يكي از موارد مهم مذاكرات قرار داد.

قدير همچنين درخصوص اين كه برخي از زنداني‌هاي گوانتانامو اويغور هستند و دولت آمريكا به هيچ وجه از پذيرش آنها در آمريكا استقبال نكرده است، گفت: ما تلاش كرده‌ايم كه دولت آمريكا را مجاب كنيم حداقل چند تن از اين اويغورها را بپذيرد، اما تا كنون هيچ اتفاقي نيفتاده است و كشورهاي ديگر هم پذيرش اويغورها را تنها منوط به پذيرش آمريكا كرده‌اند. تلاش‌هاي ما همچنان ادامه دارد و ما مذاكرات خود را با سازمان‌هاي حقوق بشري همچنان ادامه خواهيم داد.

ربيعه قدير در بخش پاياني مصاحبه خود درخصوص آينده‌ ملت اويغور اظهار داشت: اميدوارم كه طي سال‌هاي آتي وضعيت از چيزي كه اكنون است بدتر نشود، اما اگر وضعيت به همين منوال ادامه يابد طي 20 سال آينده هيچ اثري از اويغورها باقي نخواهد ماند. برنامه‌ريزي‌هاي سيستماتيك و سازمان‌دهي شده‌اي از سوي چيني‌ها براي نابود كردن ما وجود دارد. براي مثال ابتدا تمام خطوط اينترنت، تلفن و برق از ما سلب شد. اگر شما وضعيت فعلي استان شينجيانگ را زير نظر بگيريد، اين طور به نظر مي‌رسد كه در اين منطقه نسل كشي قومي روي داده است. هنگامي كه چيني‌ها در سال 1949 سرزمين ما را اشغال كردند، تنها دو درصد چيني در آنجا زندگي مي‌كرد؛ اما اكنون اين طور به نظر مي‌رسد كه هيچ سرزمين اويغوري پيشتر وجود نداشته است. جالب اينجاست كه باز هم دولت چين از اين وضعيت رضايت ندارد و به خاطر همين ما را بدون دليل در زندانها اسير و شكنجه مي‌كند. اگر 20 سال ديگر به همين منوال ادامه پيدا كند، هيچ اثري از ايغورها باقي نخواهد ماند. از اين رو بايد هر چه زودتر راه حلي يافت شود و من تمام زندگي خود را صرف پيدا كردن اين راه حل مي‌نمايم.

وي گفت: ما در دنيايي زندگي مي‌كنيم كه همه چيز امكان پذير است و اميدوارم كه تمام كشورهاي غربي تمام تلاش خود را براي يافتن راه حلي صلح آميز انجام دهند. اگر ما اكنون تلاش نكنيم، چين نه تنها به خطري براي اويغورها بلكه براي كشورهاي غربي نيز تبديل خواهد شد.

+یازگن کیشی عبدالجباراوزبیک در جمعه 1388/08/01 و ساعت 3:10 بعد از ظهر |
تهاجم وغصب سرزمین تورکستان جنوبی اززمانه های استیلای حکومت نیم بنداحمدشاه ابدالی توسط قوم پشتون آغازگردید وتاسالهای بعدنیزباشدت تمام ادامه پیدانمودکه نتیجه آن نیزجابه جایی عده زیادی ازپشتون های دوسوی خط دیورندبه نام ناقلین درسرزمین مابود.

این تازه واردین که چیزی جریک چپلق کهنه وفرسوده دیگرچیزی همراه خودنداشتندتوانستند تحت حمایت های همه جانبه دولت های غاصب وقوم  پرست وشوونیست گذشته توانستندبرهمه شونات زندگی ماتسلط پیدانمایند.ولی مهمترین جنایت آنان درحق ساکنان تورکستان جنوبی همانا غصب وبه زورگیری اراضی وزمین های کشاورزی بود.طوری که امروزه انان بهترین اراضی آبی کشاورزی مارادردست دارندومردم های مابه غیرازچندجریب زمین للمی درنقاظ بسیاردورافتاده وفاقدحتی آب آشامیدنی رابه دست دارندکه آنهم نیزدرسایه تهتدیدات دولت فعلی به نام املاک دولتی می باشد.

درمجموع می توان ادعاکردکه تورکان ما دراین کشورازکمترین زیربنای زندگانی وحیات اقتصادی وبشری جهت یک زندگی نورمال برخوردارنیستندولی این ناقلین ازرفاه خوب وامکانات عالی جهت یک زندگی بسیاربسیارخوب برخوردارهستند.

دولت های گذشته ودولت فعلی نیزازآنان باتمام امکانات خوددفاع کرده وهمه گونه شرایط یک زندگی خوب رانیزبرایشان مهیامی نماید. تحصیل کردگان این ناقلین ازهمان روزفراغت می توانند دربهترین پست های دولتی شامل شونددرحالی که تحصیل کردگان ما هرچنددارای استعدادوتوانایی بالقوه می باشند نمی تواننددرهیچ جایی برای خودکاری راپیدانمایندودراخرنیز درشهرهای بزرگی مثل کابل براثرتاثیرات مسافرت ونیزمشکلات مالی ونبودجای بودوباش ونیزتاثیرات رواین برخورد اراکین مسولین غیرتورک دولتی به انواع مشکلات روانی دچارشده وبه مرگ تدریجی ازبین می روند.

باهمه این مشکلات گفته شده درفوق ونیزاذعان به همه ظلم وستم وناروایی هایی که درگذشته به حق ماتوسط دولت های گذشته روا داشته شده بود اما باروی کارآمدن دولت فعلی ونیزحمایت های جهانی ما ازدولت فعلی ما تورکان کشوربه ویژه اوزبیکان امید به آن داشتیم که دیگر این گونه سیاست های شوونیستی خاتمه یافته ومادرکنارسایر هموطنان خویش به بازسازی کشوروساختن یک آینده خوب بپردازیم .

امامتاسفانه رفتاردولت فعلی دراین چندسال وبرخوردهای غیرعادی وخلاف قانون اساسی خودساخته شان ملت مارا ازاین دولت نیزمایوس نموده است وچنین نشان می دهدکه این ها نیز ادامه دهندگان راه گل محمدمومند ونادروظاهر و... شوونیست ها می باشند.

انتقال سازمان یافته وبرنامه سازی شده قبایلی های جنوب که دربین انها عده ایی پشتون ها ی  پاکستانی نیزمشاهده می شود به مناطق تورکستان جنوبی به ویژه منطقه اندخوی و احمدشاه آغا ی ولسوالی امام صاحب ولایت قندوز

+یازگن کیشی عبدالجباراوزبیک در چهارشنبه 1387/07/24 و ساعت 2:27 بعد از ظهر |
نسخه اصلي قانون اساسي کدام است؟ چاپ ارسال به دوست

متن تصويب شده در 52 مورد با متن توشيح شده تفاوت دارد و متن دري با متن پشتو در29 مورد مغايرت دارد
شوراي ملي را بنام قوه مقننه نيز گويند؛ زيرا مسؤوليت اساسي شوراي ملي را قانون گذاري تشکيل مي دهد. در همه جاي دنيا شوراي ملي فعاليت خويش را در پرتو قانون اساسي تنظيم نموده و به تصويب قوانين فرعي مي پردازد.

در صورتي که در قانون اساسي اشکالي وجود داشته باشد، مسؤوليت شوراي ملي چيست؟
آري، قانون اساسي افغانستان دو نسخه دارد، يکي نسخه اصلي مصوب لويه جرگه (1382) وديگري نسخه توشيح شده قانون اساسي به وسيله حامدکرزي.
سوال اينجاست که شوراي ملي کدام نسخه را معيار قرار مي دهد؟ و متن اصلي قانون اساسي کدام است؟
پس از تصويب قانون اساسي، به دستور جناب حامدکرزي قانون اساسي در 52 جا مورد دستبرد قرار گرفت و تغييرات فاحشي در آن بعمل آمد و در چندين مورد مفهوم متن دگرگون شد. در همان زمان شماري از وکلاي لويه جرگه تصويب قانون اساسي صداي اعتراض خود را بلند نمودند و از طريق رسانه هاي همگاني مردم افغانستان را از اين عمل نادرست با خبر ساختند و حتي طي مکتوبي اعتراض شان را به ستره محکمه افغانستان غرض دادخواهي تحويل دادند؛ اما "بسکه پستي داشت گردون، هيچ صدايي برنخاست."
تفاوت هاي موجود ميان نسخه تصويب شده و نسخه توشيح شده از اين قرار است:
در مقدمه- پاراگرام سوم سطر اخير کمله (افغانستان) به (کشور) تعديل شده.
در مقدمه-  پاراگراف پنجم بعد از کلمه متحد کمله (با) ايزاد گرديده.
ماده چهارم: سطـــر ششم کلمـــات (ذيل مي باشد) حذف گرديده است.
ماده هفتم: سطر سوم- بعد از کلمه (شده) کلمه (است) ايزاد گرديده است.
ماده نهم: سطر دوم- کلمه (ملک) به (ملکيت) تعديل گرديده است.
ماده دهم: سطر سوم، بعد از کلمه حمايت کلمات (مي کند) حذف شده است و هم چنان بعد از کلمه آن کلمه (ها) ايزاد گرديده است.
ماده سيزدهم: سطر سوم کلمه (وضع) به (طرح) تعديل گرديده است.
ماده چهاردهم: سطر چهارم کلمه (وضع) به طرح) تعديل گرديده است.
ماده شانزدهم: در پاراگراف دوم متن قبلي چنين مي باشد:
زبان هاي ترکي (ازبکي و ترکمني) بلوچي، پشه يي، نورستاني و پاميري در مناطقي که اکثريت با آن تکلم مي نمايند.
علاوه بر زبان پشتو و دري بحيث زبان سوم رسمي مي باشد. راه هاي عملي تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد.)
اما در متن جديد چنين تصريح شده:
(در مناطقي که اکثريت مردم به يکي از زبان هاي ازبکي، ترکمني، پشه يي، نورستاني، بلوچي و يا پاميري تکلم مي نمايند آن زبان علاوه بر پشتو و دري به حيث زبان سوم رسمي مي باشد و نحوه تطبيق آن توسط قانون تنظيم مي گردد.)
در سطر سيزدهم کلمه وضع به کلمه (طرح) تعديل گرديده است.
و پاراگراف اخير به اين متن علاوه گرديده است: "مصطلحات علمي و اداري ملي موجود در کشور حفظ مي گردد."
ماده هفدهم: در سطر اول بعد از کمله سطوح حرف (و) حذف و در عوض (،) ايزاد شده است.
و همچنان در سطر دوم بعد از کلمه ديني کلمات (و به منظور) حذف گرديده در عوض آن (،) ايزاد گرديده است.
ماده هجدهم، در سطر سوم بعد از کلمه (دولتي) کلمه (تقويم) ايزاد گرديده است.
ماده نزدهم: سطر پنجم کلمه (معادل) به کلمه (برابر) تعديل گرديده است.
ماده 27: سطر ششم بعد از کلمه (بر) کلمه (طبق) حذف گرديده است.
ماده 30: سطر چهارم (:) بعد از کلمه (حذف) گرديده است.
ماده (31) سطر (7) کلمه (حضور) به حاضر تعديل گرديده است.
ماده (32) سطر دوم کلمه (مديون) به (وي) تعديل گرديده است.
ماده (34) سطر اخير کلمه (مي شود) به (مي گردد) تعديل شده.
ماده (40) سطر دوم- بعد از کلمه (حدود) کلمه (احکام) ايزاد گرديده است.
ماده (43) سطر (6) (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (44) سطر اخير  (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (45) سطر سوم (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
ماده (47) سطر دوم  (وضع) به کلمه (طرح) تعديل شده.
در ماده (50) سطر سوم- بعد از کلمه کشور کلمات بعد از (تصويب شوراي ملي) حذف (شده) است.
ماده (52) سطر (5) کلمه (طبق) به کلمه مطابق تعديل گرديده است.
ماده (53) پاراگراف اول متن قبلي (دولت به منظور تنظيم خدمات طبي و مساعدت مالي براي بازمانده گان شهداء، مفقودين، معلولين و معيوبين، سهم گيري فعال آنها در جامعه و بازتواني آنان مطابق به احکام قانون تدابير لازم اتخاذ مي نمايد) به (دولت به منظور تنظيم خدمات طبي و مساعدت مالي براي بازمانده گان شهدا و مفقودين و براي بازتواني معلولين و معيوبين و سهم گيري فعال آنان در جامعه، مطابق به احکام قانون، تدابير لازم اتخاذ مي نمايد) تعديل شده است.
ماده (58) در سطر دوم بعد از کلمه افغانستان (،) به (و) تعديل گرديده است.
ماده (61) سطر (16) کمله (شخصي) به (کانديدي) تعديل گرديده است.
ماده (62) سطر (2) کلمه بايد که قبل از کلمه واجد آمد، حـــذف گرديــده است و (باشد) به (مي باشد) تعديل گرديده است.
ماده (64) جز (11) سطر سوم (تصويب ولسي جرگه) به (تأييد ولسي جرگه) تعديل شده است.
ماده (72) سطر اول- بعد از کمله (واجد) کلمه بايد، حذف گرديده و باشد به (مي باشد) تعديل شده و هم چنان در جز (1) در شروع سطر کلمه بايد حذف گرديده است و در سطر (دوم) باشد (درصورتي که کدام) به (هرگاه) تعديل گرديده است.
ماده (75) جز (1) سطر اول بعد از کلمه اساسي (،) به (و) تبديل شده.
ماده (57) جز (5) سطر اخير کلمه (تکنالوژي) به کلمه تکنالوژيکي تعديل شده است.
ماده (83) پاراگراف اخير- بعد از کلمه نمايد کلمات (و به تناسب نفوس) ايزاد شده است و هم چنان بعد از کلمه ولايت کلمات (بطور اوسط) ايزاد گرديده است.
ماده (85) در سطر دوم- کلمه بايد، حذف و در سطر سوم کلمه (باشد) به (مي باشد) تعديل گرديده است.
در جز (1) سطر دوم بعد از کلمه کانديد کلمه (شدن) حذف و بعد از کلمه (تعين) کلمه (شدن) ايزاد گرديده جز سوم نيز مانند جز دوم کلمه (شدن) بعد از تعين ذکر گرديده است.
ماده (86) سطر دوم بعد از کلمه (مستقل) کلمه (نظارت بر) حذف گرديده است.
ماده (90) جز دوم سطر اخير کلمه تکنالوژي به تکنالوژيکي تعديل گرديده است.
ماده (128) سطر پنجم بعد از کلمه (گرديده) حرف (و) حذف شده.
ماده (138) سطر چهارم بعد از کلمه نفوس کلمه (با) حذف و کلمات (ازطريق) ايزاد شده.
ماده (139) سطر اخير (اداره ولايت) به (اداره محلي) تعديل گرديده است.
ماده (140) سطر پنجم بعد از کلمه شوراها کلمه (با) حذف و کلمات (ازطريق) ايزاد شده.
ماده يکصدوچهل سوم: در سطر دوم کلمه (مماثلي) به (مماثل) تعديل و کلمه (که) حذف و (،) ايزاد گرديده است.
ماده (149) سطر اخير بعد از کلمه اکثريت، کلمه (اعضاي) ايزاد گرديده است.
ماده (161) سطر ششم کلمه (مي گردد) به (مي گردند) تعديل گرديده.
و در سطر (11) ماده يکصدوپنجاه وهفتم) به (يکصدوپنجاه ونهم) تعديل شده.
در سطر اخير کلمه (باشد) و (مي باشد) به (باشند) و (مي باشند) تعديل گرديده.

در 29 مورد متن دري قانون اساسي با متن پشتوي آن مطابقت ندارد
1. صفحه (5) در ماده (15) متن پشتو کلمه "زيست" گرفته نشده است.
2. صفحه 6 در ماده (16) متن پشتو رسانه هاي گروهي به راديو و تلويزيون در متن پشتو ترجمه شده درست است يا خير؟ و هم کلمه ملي در متن پشتو بعد از اداري ذکر شود.
3. ماده 17 متن پشتو اووه لسمه يا اوه لسمه و هم "بيلابيلو" بايد "تگولو" تحرير شود.
4. در ماده 18 متن پشتو "ولاؤ دي" "ولاؤه ده" بايد تحرير شود.
5. در ماده 19 متن پشتو "أول" بايد "اندازه" تحرير شود و "پرتيگ وي" بايد "پرتيگ دي" تحرير شود.
6. در صفحه 8 ماده 32 متن پشتو "مجوزه" بايد "مجوز" تحرير شود.
7. در صفحه 11 ماده 35 در جزء (1) در متن دري کلمه "مناقض" آمده و در پشتو "مخالف" ذکر شده است بايد "مناقض" شود.
8. صفحه 14 ماده 42 متن پشتو "شگودل" يا "تگاكل" تحرير شود و هم چنان "کسانو" بايد "اشخاصو" تحرير شود.
9. صفحه 18 ماده 56 در متن دري "نظم و امن" در متن پشتو "نظم او امنيت" آمده بايد "امن" ذکر شود.
10. صفحه 19 ماده 57 در متن دري "اشخاص" آمده و در متن پشتو "کسان" ذکر گرديده است بايد "اشخاص" ذکر شود.
11. در ماده 59 "زمکني" به حگمكني" تحرير شود.
12. در صفحه 22 ماده 63 کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود.
13. ماده 64 کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود. جزء (5)
14. صفحه 26 ماده 69 متن پشتو اعضاي محکمه خاص به ترتيبي که در متن دري آمده است گرفته نشده است.
15. صفحه 28 ماده 74 متن پشتو و دري هماهنگ نبوده و ضمناً در متن پشتو "دحکمونو" آمده در متن دري نيست بايد "حکمونو" حذف شود.
16. در صفحه 28 ماده 74 در متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
17. صفحه 28 ماده 75 متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
18. در صفحه 28 ماده 75 متن پشتو در جزء (5)(د) زياد است بايد (د) حذف شود.
19. صفحه 31 ماده 83 در متن دري "کشور" آمده و در متن پشتو "افغانستان" آمده بايد در متن پشتو "هيواد" ذکر شود.
20. در جزء 3 ماده 85 متن پشتو بعد از جمله (دولسي جركگيگ او د مشرانو جركگي غؤيو" "دي" در هر دو بايد اضافه شود.
21. در صفحه 34 جزء (5) ماده 90 در متن پشتو جمله "د دولتونو ترمنحگ" اضافه است در متن دري وجود ندارد بايد "ددولتونو ترمنحگ" حذف و ترجمه هماهنگ شود.
22. صفحه 37 در ماده 98 در متن پشتو در سطر پنجم پاراگراف دوم کلمه "تر" به "له" بايد تحرير شود.
23. در ماده 99 متن پشتو کلمه "زمکني" به " حگمكني" تحرير شود.
24. صفحه 41 فصل ششم ماده 110 در متن دري "لويه جرگه متشکل است از:" در متن پشتو همين متن تکميل نيست بايد ترجمه با متن دري هماهنگ شود.
25. صفحه 41 در ماده 111 در متن پشتو "زمکني" "حگمكني" شود.
26. صفحه 51 ماده 141 در متن پشتو "دشگاري مجلسونو" و در متن دري "مجالس شاروالي" تحرير شده است بايد "دشگاروالي مجلسونه" شود.
27. صفحه 53 فصل دهم ماده 149 در متن پشتو "تعدل" "تعديل" تحرير شود.
28. صفحه 56 ماده 157 در متن پشتو "حکم" و در متن دري "احکام" تحرير شده است بايد در متن پشتو "حکمونه" ذکر شود.
29. صفحه 58 ماده 162 پاراگراف اخير متن پشتو و دري هماهنگ ترجمه نشده است، بايد هماهنگ شود، در متن دري "ملغي" مي باشد و در متن پشتو "لغوه كيإي" کدام درست است؟

بسياري از کارشناسان بدين باور اند که حل قضيه "قانون اساسي" براي شوراي ملي افغانستان محک خوبي است؛ زيرا با اتخاذ تصميـــم در اين عرصه نهايت مهم و سرنوشت ســـاز، شوراي ملي، استقلاليت، کارداني و قانونمندي خود را به نمايش مي گذارد و هرگونه سهل انگاري در اين راستا نشانه ضعف و ناتواني شوراي ملي در آينده خواهد بود. اگر شوراي ملي نتوانست از حريم عاليترين وثيقه ملي دفاع نمايد در ساير موارد چشم اميدي نبايد از شوراي ملي داشت.
اعضاي محترم شوراي ملي با زبان رسا حق دارند بپرسند، که چرا قانون اساسي (دونسخه دارد) و چه کسي قانون اساسي کشور را جعل و تحريف نموده است و سزاي آن در قانون چه مي باشد؟

+یازگن کیشی عبدالجباراوزبیک در چهارشنبه 1387/07/24 و ساعت 1:36 بعد از ظهر |